دفتر عمر
یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم،چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم،همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود،همه در دفتر من حسرت دیدار تو بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱ ساعت 13:17 توسط جــاسـمــیــن
|
✿ بـسْـז اللهِ الرَّحْـمـטּ الرَّحـیـז✿