پروردگارا...

مــن به تو پنــاه می بــرم،
کــه از تو چیزی بخواهــم که از آن آگاهـــی ندارم
و اگــر گناه من را نبخشی و ترحـــم نفرمایی، من از زیانکارانم.
♥•٠·
ربِّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسئَلَكَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ
و اِلّا تَغفِرلی وَ تَرحَمنی اَکُن مِّنَ الخاسِرین
سوره مبارکه هود، آیه 47
رزق حلال...
" خــدا " ، فقـط رزق " حــلال " می دهـــد . . .
"حـــرام " کـه آمـــد ،
بــدان " شیـــطان " ،
" رزقتـــــــ " را داده استــــ !
حـواسـتـــ بــخودتـــ هـستــــ ؟

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام
در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام
کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست
کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام
مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام
در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام
در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق
فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام
فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل
وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام
خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود
من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام
سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز
از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام./
راستی امروز تولدمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

از چادری ها میگیم....
اما امروزمیخوام بگم...
سلامتی هر پسری که ریش داره وبهش میگن پاچه بزی و خم به ابرو نمیاره...
سلامتی اونیکه پاتوقش مزار شهداس نه باشگاه کامبیز بدنساز...
سلامتی کسی که جای پرورش اندام وتزریق بازو پرورش ایمان میکنه وخودسازی...
سلامتی پسری که سَرشو خم میکنه تا سنگ فرش خیابونا ،
نه رودروی ناموس مردم....
"پست ثابت در ماه صفر"
بدان که ماه صفر ، ماه نحوست و برای دفع این هیچ چیز بهتر
از تصدق - ادعیه - استعاذات نیست
و
اگر کسی بخواهد محفوظ بماند از بلاهای نازله در این ماه
در هر روز ده مرتبه بخواند دعای زیر را :
یا شَديدَ الْقُوي وَ يا شَديدَ الْمِحالِ يا عَزيزُ يا عَزيزُ يا عَزيزُ
ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَميعُ خَلْقِكَ ، فَاكْفِني شَرَّ خَلْقِكَ ،
يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ
سُبْحانَكَ اِنّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ
، وَ صَلَّي اللَّهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ!
خوارند از بزرگيات همه خلقت. پس كفايت كن از من شرّ خلق خودت را،
اي احسان بخش! اي نيكوكار! اي نعمت بخش! اي عطا دِه! اي كه معبودي جز تو نيست!
منزّهي تو! به راستي من از ظالمانم. اجابت كرديم برايش
و نجاتش داديم از غمّ و همچنين نجات دهيم مؤمنان را،
و رحمت كند خدا بر محمّد و آل پاك و پاكيزهاش!
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟
گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند، نكنه غصه بخوري
من همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي .....
توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري
قلب ميزارم كه جا بدي
اشك ميدم كه همراهيت كنه
و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم.

عــشــق را مــیــتــواטּ در پــیــرمــردے دیــد کــہ
در هــواے ســرد و ســوزنــاک بــراے مــولایــش حســیــטּ ســینــہ مــیزنــد!
تَــسلــيــم خُــدا بــودטּ يـَـعــنـے :
يـِـكـــے دَرد و يِــكـــےدَرماטּ پـَـسَنــدَد يـِـكـــے وَصــل و يِــكـــے هـِـجراטּ پَــسَنــدَد
مَـטּ اَز دَرمــاטּ و دَرد و وَصــل و هِــجراטּ پـَـسَنــدَم آنچــه را جـانــاטּ پَـسَنــدَد
تـَـســلــيــم خُــدا بــودטּ يَــعــنــي :
هـَـر آنـچــه مَـعـشــوق اَنـجـام مـــے دَهـد نَــه تـَـنهـا دُرسـت اَسـت بَلـكــه زيباســت .
بعضی وقتا آدما ، الماسی تو دستشونه
ولی تا چشمشون به یه گردو میفته ، دو لا میشن تا گردو رو بردارن ،
که الماس میفته قل میخوره و تو ی عمق چاهی فرو میره ...
میدونی چی میمونه ؟
یه آدم مبهوتو ، یه دهن باز ، یه گردوی پوک و یه عالمه حسرت ...
+++
خدایا مهارت مراقبت از آنچه به ما دادی رو در قلبمون قرار بده
چون ما در از دست دادن داشته هامون استاد شدیم :|
بعضی وقتا آدما ، الماسی تو دستشونه
ولی تا چشمشون به یه گردو میفته ، دو لا میشن تا گردو رو بردارن ،
که الماس میفته قل میخوره و تو ی عمق چاهی فرو میره ...
میدونی چی میمونه ؟
یه آدم مبهوتو ، یه دهن باز ، یه گردوی پوک و یه عالمه حسرت ...
+++
خدایا مهارت مراقبت از آنچه به ما دادی رو در قلبمون قرار بده
چون ما در از دست دادن داشته هامون استاد شدیم :|
ذهن ما باغچه است
گل در آن باید کاشتگر نکاری، گلِ من
علف هرز در آن می روید
زحمتِ کاشتنِ یک گل سرخ
کمتر از زحمتِ برداشتنِ هرزگیِ آن علف است...
یادت باشه...

ـآون بعد تـ ـو بى كـ ـس ميشه
يـ ـآ برـآ كسے همه كـ ـس نشـ ـو يا اگه شدے
مرـآقب بى كسے هآش بآش
اگـــر با شخصـــی که " دوستـــــش داری " روبـــرو شدی ،
لبخنـــد بزن تا " عشقـــــت " را احساس کنـــد ...
اگـــر با " دشمنــــــت " روبرو شـــدی ،
لبخنـــد بزن تا " قدرتــــــت " را احساس کنـــد ... 
اگـــر با شخصـــی که زمانی " ترکِــــــت " کرده بود ،روبـــرو شدی ،
لبخنـــد بزن تا احســـاس " پشیمانـــــی " کند ... 
اگر با " غریبـــــه ای " روبرو شـــدی ،
لبخنـــد بزن تا با " لبخنـــــد " پاسخـــت را دهد ... !

خدایا!! این بند دل آدم کجاست؟
که گاهی با یک اسم یا حضور یک نفر و یا با یک لبخند
"پاره" میشود...

لایق...
ﺑﻌﻀــﯽ ﭼﯿــﺰﺍ ﺭﻭ ﺁﺩﻡ ﺑﺎﯾـﺪ ﺑﻪ ﮐﺴــــﯽ ﺑـﺪﻩ ﮐــﻪ
" ﻻﯾﻘﺸـــــﻪ " ﻧــﻪ " ﻃﺎﻟﺒـــــﺶ !"
ﻣـــﺚِ ﻋﺸــــــــﻖ
ﻣـــﺚ ِ ﺍﺣﺘــــــــﺮﺍﻡ . .
خدا كند كه كسي حالش چو ما نشود
خدا كند كه نيفتد كسي ز چشم نگار
به نزد يار، چو ما پست و بي بها نشود
جواب ناله ما را نمي دهد دلبر
خدا كند كه كسي تحبس الدعا نشود
ایرانه دیگه!!!!!!
از بس میشینی پای کامپیوتر....
برای آمدنت!
دلم فصلی پر از باران بهانه کند.
و نگاهم
درخشکسالی روزهایی که بی تو گذشت
عطش این حس تازه بلوغ یافته را سیراب...
امروز باران آمد
تو آمدی
ومن
دلم برای عاشقانه ای تپید،
که به شوق آمدنت
بی چتر زیر باران مانده بود.
در دل سیاه شب
هر ستاره ای که سر میزند اوست
این منم
با دستانی که قدرتی دارند باور نکردنی
دستانی خالق، آفرینش خالق
این منمسرشار از ذوق و انرژی
برای دگرگونی یک زندگی
من
دنیا را سپید میبینم
سپید مثل برفسپید مثل تکه ای ابر
سپید مثل لباس عروس!برای بودن,
گاهی لازم است که نباشی!
شاید نبودنت, بودنت را به خاطر آورد...
اما دور نباش....
دوری همیشه دلتنگی نمی آورد....
فراموشی همان نزدیکیهاست !
عید فطر
کوتاهی دستانم را به بلندی ستاره های اجابت برسان
.
.
.
لطفا یه امروز رو از خونه بیرون نرو !!! میبیننت اشتباهی فردا رو عید فطر اعلام میکنن
.
.
.
هلال عید میبینی و من پیوسته ابرویت
.
.
.
عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
.
.
.
عید فطر است و دلم غرق تماشاست
.
.
.
عید صیام آمد و ماه صیام رفت
.
عیدتان پیشاپیش مبارک
بگذار برود... !
چیزی که به التماس آلوده باشد
نمی خواهم،
هرچه باشد،
حتی زندگی!
ایـن قفس بازه ولـی قلــــب من زندونیه
من پشیمون میکنــــم جـــــــاده رو از رفتنت
تـــــــو نباشی میپره عــــــــطـــــرتم از پیرهنت
مــــیخوام آروم شــــم تــــــــــــو نمیزاری
هـــــــردو بیرحـــمن عـــشق و بیــزاری
هــــــــــــمه دنیامو زیــــرو رو کـــــردم
تورو شاید دیـــــــــر آرزو کــــــــــــــــردم
قـدم های آخـــــــــــــــــــــــ ــرو آهسته تر بردار
واسه من کابـــــــــــــــــوس فکر آخرین دیدار
بغض ایــــــــــــــن آهنگ ها رو تا کجا ها برد
شایـــــد هم تقدیرمو امشب به رحــــم آورد
به تـــــــــــــــــــــلاف ی اون همه تلخی
گله هاتم طعم عســــــــــــل شد
غـــــــم معصومانه چشمات
به تبسم تازه بدل شد
یه دوست خوب...
یه دوست خوب ایمانتو ازت نمی گیره ! ما آدما معمولا ایمان قوی نداریم . پس دنبال یه دوست
باشیم که همینو هم ازمون نگیره !
یه دوست خوب عقایدت رو زیر سوال نمی بره ! و کمکت می کنه که باورهات بیشتر و بهتر
بشن !
یه دوست خوب بی ارزشی رو ارزش نمی دونه ! بی دینی رو کلاس نمی دونه ! شراب خوری
رو فرهنگ نمی دونه !
یه دوست خوب همیشه ازت تعریف نمی کنه ، گاهی ایرادهاتو بهت می گه تا بتونی اونها رو
بفهمی و رفع کنی!
یه دوست خوب آبروی تو رو برای حفظ آبروی خودش نمی ریزه ! در واقع از آبروی تو واسه
خودش مایه نمی ذاره !
یه دوست خوب راز داره ! رازهای تو رو به دیگران نمی گه و پشت سرت حرف نمی زنه !
یه دوست خوب در شادی و غم با تو هست . نه فقط توی شادی ها !
یه دوست خوب باهات یه رنگه و نه صد رنگ . بهت دروغ نمی گه !
یه دوست خوب کمکت می کنه که به خدا نزدیکتر بشی و امیدوارتر زندگی کنی!
یه دوست خوب یعنی تو ، یعنی من ! به شرطی که بتونیم به خاطر همدیگه خودخواهیمون رو
کمتر کنیم !
پسرک گل فروش...
گل هاش توی دستش بود ! نشسته بود لب جدول ! رفتم نشستم کنارش ! گفتم : برای چی نمیری
گلات رو بفروشی ؟! گفت : بفروشم که چی ؟! تا دیروز میفروختم که با پولش آبجیمو ببرم دکتر
! دیشب حالش بد شد و مرد ! با گریه گفت : تو میخواستی گل بخری ؟! گفتم : بخرم که چی ؟! تا
دیروز میخریدم برای عشقم ! امروز فهمیدم باید فراموشش کنم ! اشکاشو که پاک کرد ، یه گل بهم
داد ؛ با مردونگی گفت : بگیر ؛ باید از نو شروع کرد ! تو بدون عشقت ، من بدون خواهرم . . . . !
پريزاد عشقو مه اسا کشيدي خدا را به شور تماشا کشيدي
تو دونسته بودي چه خوش باورم من شکفتي و گفتي: از عشق پرپرم من
تا گفتم کي هستي؟ تو گفتي يه بي تاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتي که دريابقسم خوردي بر ماه که عاشق تريني تو يک جمع عاشق، تو صادق تريني
همون لحظه ابري رخ ماهو آشفت به خود گفتم: اي واي, مبادا دروغ گفت؟!
گذشت روزگاري از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به يادت شکستم
تو از اين شکستم خبر داري يا نه؟ هنوز شور عشقو به سر داري يا نه؟
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري....
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري....
مـــــــــیـکشـمـــ
.
.
اشکهــــــا یم می لغزند و بغضـــ ــ ــهایم مدام برای این رقص خیــــــــس دست میکوبند...
این بزم تلخ را چشمهایم جشن بگیرند یا زار بزنند؟؟!!
.
.
.
چینهای دامنم میان باد گیج مانده اند که کدام طرف بروند،مثل دستـــــــان من که نمی دانند
دستان تـــــــو را بگیرند یا دستــــه ی چمــــــدانت را...
.
.
.
روزهایی نبودنت را تا کرده امو گذاشته ام کنار...میبینی حتی نبودنت را هم خاطره میکنم....
.
.
تـــمام شاخه های خیالم را تکانده ام،دیـــــــگر هیـ ــ ـچ واژ ه ای برای ریختـن
ندارم...!
ابرهای روشنی که چون حریر
بستر عروس ماه بود
پنبه های داغ های کهنه است
ای ستاره ای ستاره غریب
از بشر مگوی و از زمین مپرس
زیر نعره گلوله های آتشین
از صفای گونه های آتشین مپرس
زیر سیلی شکنجه های دردناک
از زوال چهره های نازنین مپرس
پیش چشم کودکان بی پناه
از نگاه مادران شرمگین مپرس
در جهنمی که از جهان جداست
در جهنمی که پیش دیده خداست
از لهیب کوره ها و کوه نعش ها
از غریو زنده ها میان شعله ها
بیش از این مپرس
یه کاری کن اگه میشه فقط گاهی خودت قلبمو ها کن
خدایا سرد_ این دستام ازون بالا خودت ببین میلرزه
مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارزه
تمومش کن دیگه بسه ، شدم از زندگی خسته
یه زخمی دارم از دردش میسوزم و میخوام ، میخوام بمیرم
یه زخمی دارم از دردش هنوزم که هنوزم من میسوزم
خدایا من دارم میام یه کم با من مدارا کن
شنیدم گرم_ آغوشت اگه میشه منم یه گوشه جا کن
میدونم گرم_ آغوشت اگه میخوای منم یه گوشه جا کن
دیگه از دنیا بریدیم دلامون خیلی گرفته
تو کجایی که ببینی همه جا رو غم گرفته
کاش تابع تمامی اعمال خوبمان اکیدا صعودی باشد تا به مقصد برسیم.
کاش تابع گناهانمان نزولی باشد تا در یک جا بالاخره پایان پذیرد.
کاش لااقل تابع گناهانمان اینقدر پیوسته نباشد و حد اشتباهاتمان به بی نهایت میل نکند.
کاش دنیا با تمام دلخوشی هایش در نظرمان نقطه ای تو خالی باشد و بس.

✿ بـسْـז اللهِ الرَّحْـمـטּ الرَّحـیـז✿