گیله مرد میگفت : قبل از تولد و برای بدنیا اومدن ؛ خودمون رو در دریایی از آب قرار میدیم بعد از تولد و برای زندگی، در اقیانوسی از هوا و با مردن ، در میان خروارها خاک ... امیدوارم این چرخه رو با آتش تکمیل نکنیم. خدایا پناه بر تو از این دنیای پر از هوا خدایا در این سفر پر بلا ، آب و باد و خاک را تحمل کرده ام ؛ از آتش به تو پناه می برم . خدایا من یک مسافرم ... ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار

نمیدونـــــــی چقَد سَختهـ کُلی آدَمـ دورتـــ بآشَنــ وَلـــــی هیچکدومـ دَردتو نَدونن نَدوننــ تو دلتــ غوغآسـت نَدوننــ زَخمــ دآری ندوننــ چیــــ میکشیــــ ندوننــ خَنده هآتــ☆ミニ顔文字★ のデコメ絵文字 اَلکیهـ گریهـ هآتــ پنهونیهـ゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字 بغضآتــ خَفَت میکنهـ نگرآنــــــــــــــی ... رفیق . . . از حآلو روزهـ اینــ روزآمــ نَپرس نپرس . . . بآرونیهـ . . . ابریهـ . . . طوفآنیـهـ . . .

پروردگارا...




پروردگارآ

مــن به تو پنــاه می بــرم، 

کــه از تو چیزی بخواهــم که از آن آگاهـــی ندارم 

و اگــر گناه من را نبخشی و ترحـــم نفرمایی، من از زیانکارانم.

♥•٠· 

ربِّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسئَلَكَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ 

و اِلّا تَغفِرلی وَ تَرحَمنی اَکُن مِّنَ الخاسِرین

سوره مبارکه هود، آیه 47

رزق حلال...


رزق حلال یادتـــــ باشــد ،

" خــدا " ، فقـط رزق " حــلال " می دهـــد . . .

"حـــرام " کـه آمـــد ،

بــدان " شیـــطان " ،

" رزقتـــــــ " را داده استــــ !

حـواسـتـــ بــخودتـــ هـستــــ ؟



 
★.¸¸.•*´`*•.¸★★¸.•¨ لطفا لایک و داغ کنید `*•.¸★★¸.•¨`*•.¸★

بازنشرش کنید لااقل یه کمک کوچیک کرده باشید .. :(

یا علی ... 

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام

در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام

کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست

کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام

مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام

در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام

در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق

فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام

فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل

وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام

خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود

من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام

سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز

از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام./

بازنشر کنید 

سلام دوستان عزیز ممنون که به وبم سر میزنین

راستی امروز تولدمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

همیشه وقتی از حجاب وحیا حرف میزنیم از خانم ها میگیم ...

از چادری ها میگیم....

اما امروزمیخوام بگم...

سلامتی هر پسری که ریش داره وبهش میگن پاچه بزی و خم به ابرو نمیاره...

سلامتی اونیکه پاتوقش مزار شهداس نه باشگاه کامبیز بدنساز...

سلامتی کسی که جای پرورش اندام وتزریق بازو پرورش ایمان میکنه وخودسازی...

سلامتی پسری که سَرشو خم میکنه تا سنگ فرش خیابونا ،

نه رودروی ناموس مردم.... 

"پست ثابت در ماه صفر"

بدان که ماه صفر ، ماه نحوست و برای دفع این هیچ چیز بهتر

از تصدق - ادعیه - استعاذات نیست

و

اگر کسی بخواهد محفوظ بماند از بلاهای نازله در این ماه

در هر روز ده مرتبه بخواند دعای زیر را :


یا شَديدَ الْقُوي‏ وَ يا شَديدَ الْمِحالِ يا عَزيزُ يا عَزيزُ يا عَزيزُ

ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَميعُ خَلْقِكَ ، فَاكْفِني‏ شَرَّ خَلْقِكَ ،

يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ

سُبْحانَكَ اِنّي‏ كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ

، وَ صَلَّي اللَّهُ عَلي‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ! 


اي سخت نيرو، و اي سختگير! اي عزيز، اي عزيز، اي عزيز! 

خوارند از بزرگي‏ات همه خلقت. پس كفايت كن از من شرّ خلق خودت را،

 اي احسان بخش! اي نيكوكار! اي نعمت بخش! اي عطا دِه! اي كه معبودي جز تو نيست! 

منزّهي تو! به راستي من از ظالمانم. اجابت كرديم برايش 

و نجاتش داديم از غمّ و همچنين نجات دهيم مؤمنان را، 

و رحمت كند خدا بر محمّد و آل پاك و پاكيزه‏اش!


هیچی دیگه... 


ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟ 

گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند، نكنه غصه بخوري 

من همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي ..... 

توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري 

قلب ميزارم كه جا بدي 

اشك ميدم كه همراهيت كنه 

و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم.

587760Jqk7EAJb1.jpg

عــشــق فــقــط قــدم زدטּ در هــواے دونــفــره نــیــســت...

ع
ــشــق را مــیــتــواטּ در پــیــرمــردے دیــد کــہ

در هــواے ســرد و ســوزنــاک بــراے مــولایــش حســیــטּ ســینــہ مــیزنــد!

تَــسلــيــم خُــدا بــودטּ يـَـعــنـے :


يـِـكـــے دَرد و يِــكـــےدَرماטּ پـَـسَنــدَد يـِـكـــے وَصــل و يِــكـــے هـِـجراטּ پَــسَنــدَد


مَـטּ اَز دَرمــاטּ و دَرد و وَصــل و هِــجراטּ پـَـسَنــدَم آنچــه را جـانــاטּ پَـسَنــدَد


تـَـســلــيــم خُــدا بــودטּ يَــعــنــي :


هـَـر آنـچــه مَـعـشــوق اَنـجـام  مـــے دَهـد نَــه تـَـنهـا دُرسـت اَسـت بَلـكــه زيباســت .



ما رايت الا جميلا .... یا زینــــب



بعضی وقتا آدما ، الماسی تو دستشونه
 

ولی تا چشمشون به یه گردو میفته ، دو لا میشن تا گردو رو بردارن ،


که الماس میفته قل میخوره و تو ی عمق چاهی فرو میره ...


میدونی چی میمونه ؟


یه آدم مبهوتو ، یه دهن باز ، یه گردوی پوک و یه عالمه حسرت ...


+++

خدایا مهارت مراقبت از آنچه به ما دادی رو در قلبمون قرار بده


چون ما در از دست دادن داشته هامون استاد شدیم 
:|






بعضی وقتا آدما ، الماسی تو دستشونه 

ولی تا چشمشون به یه گردو میفته ، دو لا میشن تا گردو رو بردارن ،

که الماس میفته قل میخوره و تو ی عمق چاهی فرو میره ... 

میدونی چی میمونه ؟

یه آدم مبهوتو ، یه دهن باز ، یه گردوی پوک و یه عالمه حسرت ...

+++

خدایا مهارت مراقبت از آنچه به ما دادی رو در قلبمون قرار بده 

چون ما در از دست دادن داشته هامون استاد شدیم 
:|


ذهن ما باغچه است

گل در آن باید کاشت

گر نکاری، گلِ من

علف هرز در آن می روید

زحمتِ کاشتنِ یک گل سرخ

کمتر از زحمتِ برداشتنِ هرزگیِ آن علف است...


یادت باشه...゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字


یـ ـآدت بآشه وقتے همه كـ ـس كسے ميشى゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字

ـآون بعد تـ ـو بى كـ ـس ميشه゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字


يـ ـآ برـآ كسے همه كـ ـس نشـ ـو يا اگه شدے゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字


مرـآقب بى كسے هآش بآش゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字



981bd2051a3f24e8e7af855151bbfc90-425

(حتما بخونید) از کمیته تفحص مفقودین با منزل شهید تماس گرفتند . خانمی گوشی را برداشت. مثل همه موارد قبلی با اشتیاق گفتند که بعد از بیست وچندسال انتظار ، پیکر شهید پیدا شده و تا آخر هفته آن را تحویلشان می دهند. برخلاف تمام موارد قبلی ، آن طرف خط ، خانم فقط یک جمله گفت :حالا نه. می شود پیکر شهید را هفته آینده بیاورید ؟ آقا جا خورد اما به روی خودش نیاورد. قبول کرد. گذشت . روز موعود رسید. به سر کوچه که رسیدند دیدند همه جا چراغانی شده. وارد کوچه شدند.دیدند انگار درخانه شهید مراسم جشنی برپاست. در زدند کسی منتظر آنها نبود چون گویی هیچ کس نمی دانست قرار است چه اتفاقی بیافتد. مقدمه چینی کردند صدای ناله همه جا را گرفت مجلس جشن که حالا معلوم شد مجلس عروسی دختر شهید است به مجلس عزا تبدیل شد تنها کسی که منتظر آن تابوت بود همان عروس مجلس بود. خودش خواسته بود که پدرش در مجلس عروسی اش حاضر شود به عمد آمدنش را به تأخیر انداخت. عروس گفت تابوت را به داخل اتاق بیاورید. خواست که اتاق را خالی کنند. فقط مادر و داماد بمانند و همرزم پدرش. همه رفتند. گفت در تابوت را باز کنید. باز کرد. گفت: استخوان دست پدرم را به من نشان بده. نشان داد. استخوان را در دست گرفت و روی سرش گذاشت و رو به داماد با حالت ضجه گفت: ببین!ببین این مرد که می بینی پدر من است. نگاه نکن که الان دراز کش است روزی یلی بوده برای خودش . ببین این دستِ پدرمن است که روی سرم هست. نکند روزی با خودت بگویی که همسرم پدر ندارد. 



    • اسمش علیـــــــــه ، ۲ سالشه طفلی... چشم چپش نابینا شده … به خاطر تومور چشمی بدخیم دکترا گفتن باید آب زیر چشمشو بکشیم و الّا میزنه به مغزش و زبونم لال میکشتش امّا اگه آب زیر چشمشُ بکشن فاتحه ی صورتش خونده میشه … رفقا،خواهرا،برادرا عاجزانه ازتون التماس میکنم واسه شفای این طفل معصوم دعا کنید… به قرآن راه دوری نمیره ممنون میشم اگه “هـــمــــتـــــون” بازنشر كنید تاافراد بیشتری دعا کنن واسش... خداییش دعا كنید بچه ها و بزارید تو وبتون بعد چند وقت اگه خواستید پاكش كنید خیلی خودخواهی اگه به خاطر اینكه به وبلاگامون ربطی نداره ا غمگینه یا قشنگ نیست نزاریمش و یه بچه ۲ ساله رو از دعاهای بقیه محروم كنید شاید خدا دعا هامون رو براورده كنه و زندگی یه ادم متحول بشه خواهــــــــــــــــــــــــــــشا 


  • اجان هه خدایا 

رابطه پسرها قبل و بعد از ازدواج با دخترها! (آخر خنده) 

قبل از ازدواج

پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.

دختر: می خوای از پیشت برم؟

پسر: حتی فکرشم نکن!

دختر: دوسم داری؟

پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!

دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟

پسر: نه! برای چی میپرسی؟

دختر: منو می بوسی؟

پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.

دختر: منو میزنی؟

پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی ام؟!

دختر: میتونم بهت اعتماد کنم؟!

پسر: بله

دختر: عزیزم!



پس از ازدواج


از آخر به بالا بخونید....

اگـــر با شخصـــی که " دوستـــــش داری " روبـــرو شدی ،*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字


لبخنـــد بزن تا " عشقـــــت " را احساس کنـــد ...*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字


اگـــر با " دشمنــــــت " روبرو شـــدی ،*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字


لبخنـــد بزن تا " قدرتــــــت " را احساس کنـــد ... *゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字


اگـــر با شخصـــی که زمانی " ترکِــــــت " کرده بود ،روبـــرو شدی ،*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字


لبخنـــد بزن تا احســـاس " پشیمانـــــی " کند ... *゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字


اگر با " غریبـــــه ای " روبرو شـــدی ،*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字


لبخنـــد بزن تا با " لبخنـــــد " پاسخـــت را دهد ... !*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字



03341880126617475627.jpg


خدایا!! این بند دل آدم کجاست؟はてな のデコメ絵文字


که گاهی با یک اسم یا حضور یک نفر و یا با یک لبخندはてな のデコメ絵文字


 "پاره" میشود...可愛い。青。赤。黒。 のデコメ絵文字


25441201862109000392.jpg

لایق...

ﺑﻌﻀــﯽ ﭼﯿــﺰﺍ ﺭﻭ ﺁﺩﻡ ﺑﺎﯾـﺪ ﺑﻪ ﮐﺴــــﯽ ﺑـﺪﻩ ﮐــﻪ 

" ﻻﯾﻘﺸـــــﻪ " ﻧــﻪ " ﻃﺎﻟﺒـــــﺶ !"

ﻣـــﺚِ ﻋﺸــــــــﻖ 

ﻣـــﺚ ِ ﺍﺣﺘــــــــﺮﺍﻡ . .


در غربت بی انتهای دلم وقتی فقط و فقط نبود تو را در لیست سیاه دلم میدیدم


..

صدای بی امان تو راهم را سد میکرد در جستجوی آزادی از دوریت


..

تنها سایه ام را داشتم در عمق تنهایی سوت و کور بغضم


..

ولی گام به گام سیاهی سایه ام جای خونین عشقم را رنگین میکرد


..

و تو هنوز دور بودی و این دوری صدای بغضم را اکو وار در پیله ام

منتشر میساخت




..

و من پروانه ی مشکین بالی شدم در دوریت


..

توانستم بی تو پرواز کنم با بال های خوش تراش کینه ای رنگم


..

فوران بالهایم را میشنیدی ولی تو بی صدای من, راهت را میرفتی


..

سیاهی ترس و بغض و کینه ام دوریت را دشوارتر مینمود


..

آنقدر سخت که راه بازگشتم با آخرین غرش سیلی انتقام تو , بسته شد


..

و بی خود شدم از منی که روزی در دنیای هزار رنگها تک رنگ میدرخشید


..

ولی حال آبی آسمان تنها در غروب سیاهی کینه ام پدیدار گشته


..

صدای تو همان صدای زمزمه وار پر بغض من است


..

تنهایم بی تو


..


****

خدا كند كه كسي حالش چو ما نشود


ز دام خال سياهش كسي رها نشود


خدا كند كه نيفتد كسي ز چشم نگار


به نزد يار، چو ما پست و بي بها نشود


جواب ناله ما را نمي دهد دلبر


خدا كند كه كسي تحبس الدعا نشود


فکرم همه‌جا هست، ولی پیشِ خدا نیست

سجادۀ زَردوز که محرابِ دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟ 

اندیشه سَیّالِ من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!
 

ایرانه دیگه!!!!!!


ایرانه دیگه!!!!!! 

از بس میشینی پای کامپیوتر....

از بس میشینی پای کامپیوتر.... 

همیشه رسم بر این بوده،
برای آمدنت!
دلم فصلی پر از باران بهانه کند.
و نگاهم
درخشکسالی روزهایی که بی تو گذشت
عطش این حس تازه بلوغ یافته را سیراب...
امروز باران آمد
تو آمدی
ومن
دلم برای عاشقانه ای تپید،
که به شوق آمدنت
بی چتر زیر باران مانده بود.


او
در دل سیاه شب

هر ستاره ای که سر میزند اوست


چشمک هر ستاره ای

نگاه دزدانه اوست که مرا پیغام میدهد

که در زمین تنها نیس

که مرا غروب نیست

مرا با تو جدایی نیست

مرا بی تو زندگانی نیست

مرا بی تو سرنوشتی نیست,سرگذشتی نیست

هر ستاره ای مرا مژده ای است که او هست,که اوست

که او خورشید بی غروب من است

که او وصال بی فراق من است

که او حضور بی غیبت من است

او در دم هر نفس من است

در کوبه هر نبض من است

طعم هر طعامم اوست

شهد هر شرابم اوست

عطر هر یاسی نجوای اوست

وزش هر نسیمی نوازش اوست

قطره هر شبنمی اشک اوست

عاشقی رنگ سمند او

اسمان,پرتوی از سر در اوست

مخمل ابر,گل پیکر اوست

هاله صبح.بر و بالایش

نغمه وحی خدا اوایش

ارزو طرحی از اندامش

مژده نقشی است ز پیغامش

زندگی رایحه ی پیرهنش

جان من تشنه نوش دهنش


این منم


با دستانی که قدرتی دارند باور نکردنی


دستانی خالق، آفرینش خالق

این منم

سرشار از ذوق و انرژی


برای دگرگونی یک زندگی


من


دنیا را سپید میبینم

سپید مثل برف

سپید مثل تکه ای ابر

سپید مثل لباس عروس!

 برای بودن,


  گاهی لازم است که نباشی!


  شاید نبودنت, بودنت را به خاطر آورد...


  اما دور نباش....


  دوری همیشه دلتنگی نمی آورد....


  فراموشی همان نزدیکیهاست !



تمام ترسم از این است،که یک شب،بخوابی به خوابم بیایی!و من،مثل هر
 شب..بیدار..در....فکر تو باشم.... 


آفتاب که میتابد پرنده که میخواند میگویم حتما حال شما خوب است که جهان زیباست. 

عید فطر

کوتاهی دستانم را به بلندی ستاره های اجابت برسان


عید سعید فطر مبارک

.

.

.

لطفا یه امروز رو از خونه بیرون نرو !!! میبیننت اشتباهی فردا رو عید فطر اعلام میکنن

.

.

.

هلال عید می‌بینی و من پیوسته ابرویت‌


مبارک باد بر تو عید و بر من دیدن رویت‌

.

.

.

عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا


این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا


یک ماه تمام مهیمانت بودیم


یک روز به مهمانی این خانه بیا

.

.

.

عید فطر است و دلم غرق تماشاست


یاد آن ماه عزیزی که به حق اوج تمناست


سائل درگه عشقم که امید است بر آن


هر چه طالب شوم از او همان لحظه مهیاست

.

.

.

عید صیام آمد و ماه صیام رفت


لطف تمام آمد و فیض تمام رفت


شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد


گرد غم گناه ز جان عوام رفت

.

عیدتان پیشاپیش مبارک


هرچه از دست می رود،

بگذار برود... !

چیزی که به التماس آلوده باشد

نمی خواهم،

هرچه باشد،

حتی زندگی!

تو غرور خاطرات رابر هم می زنی و من شانه بالا می اندازم برای مردهای پشت در مانده ای که حتی رسمیت خاطرات تو را هم ندارند.. و فکر می کنم به غم آنهایی که هنوز مرا بدست نیاورده..، از دست داده اند..

یا تــو زیباتر شـدی یا چشام بارونیه

ایـن قفس بازه ولـی قلــــب من زندونیه

من پشیمون میکنــــم جـــــــاده رو از رفتنت

تـــــــو نباشی میپره عــــــــطـــــرتم از پیرهنت

مــــیخوام آروم شــــم تــــــــــــو نمیزاری

هـــــــردو بیرحـــمن عـــشق و بیــزاری

هــــــــــــمه دنیامو زیــــرو رو کـــــردم

تورو شاید دیـــــــــر آرزو کــــــــــــــــردم

قـدم های آخـــــــــــــــــــــــ ــرو آهسته تر بردار

واسه من کابـــــــــــــــــوس فکر آخرین دیدار

بغض ایــــــــــــــن آهنگ ها رو تا کجا ها برد

شایـــــد هم تقدیرمو امشب به رحــــم آورد

به تـــــــــــــــــــــلاف ی اون همه تلخی

گله هاتم طعم عســــــــــــل شد

غـــــــم معصومانه چشمات

به تبسم تازه بدل شد

یه دوست خوب...

یه دوست خوب ایمانتو ازت نمی گیره ! ما آدما معمولا ایمان قوی نداریم . پس دنبال یه دوست 

باشیم که همینو هم ازمون نگیره ! 


یه دوست خوب عقایدت رو زیر سوال نمی بره ! و کمکت می کنه که باورهات بیشتر و بهتر 

بشن ! 


یه دوست خوب بی ارزشی رو ارزش نمی دونه ! بی دینی رو کلاس نمی دونه ! شراب خوری 

رو فرهنگ نمی دونه ! 


یه دوست خوب همیشه ازت تعریف نمی کنه ، گاهی ایرادهاتو بهت می گه تا بتونی اونها رو 

بفهمی و رفع کنی! 


یه دوست خوب آبروی تو رو برای حفظ آبروی خودش نمی ریزه ! در واقع از آبروی تو واسه 

خودش مایه نمی ذاره ! 



یه دوست خوب راز داره ! رازهای تو رو به دیگران نمی گه و پشت سرت حرف نمی زنه !

یه دوست خوب در شادی و غم با تو هست . نه فقط توی شادی ها !

یه دوست خوب باهات یه رنگه و نه صد رنگ . بهت دروغ نمی گه ! 

یه دوست خوب کمکت می کنه که به خدا نزدیکتر بشی و امیدوارتر زندگی کنی!

یه دوست خوب یعنی تو ، یعنی من ! به شرطی که بتونیم به خاطر همدیگه خودخواهیمون رو 

کمتر کنیم !

پسرک گل فروش...

گل هاش توی دستش بود ! نشسته بود لب جدول ! رفتم نشستم کنارش ! گفتم : برای چی نمیری

 گلات رو بفروشی ؟! گفت : بفروشم که چی ؟! تا دیروز میفروختم که با پولش آبجیمو ببرم دکتر 

! دیشب حالش بد شد و مرد ! با گریه گفت : تو میخواستی گل بخری ؟! گفتم : بخرم که چی ؟! تا 

دیروز میخریدم برای عشقم ! امروز فهمیدم باید فراموشش کنم ! اشکاشو که پاک کرد ، یه گل بهم 

داد ؛ با مردونگی گفت : بگیر ؛ باید از نو شروع کرد ! تو بدون عشقت ، من بدون خواهرم . . . . !


تواون شام مهتاب کنارم نشستي عجب شاخه گل ها به پايم شکستي


قلم زد نگاهت به نقش آفريني که صورتگري را نبود اين چنِيني

پريزاد عشقو مه اسا کشيدي خدا را به شور تماشا کشيدي

تو دونسته بودي چه خوش باورم من شکفتي و گفتي: از عشق پرپرم من

تا گفتم کي هستي؟ تو گفتي يه بي تاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتي که درياب

قسم خوردي بر ماه که عاشق تريني تو يک جمع عاشق، تو صادق تريني


همون لحظه ابري رخ ماهو آشفت به خود گفتم: اي واي, مبادا دروغ گفت؟!


گذشت روزگاري از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب


در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به يادت شکستم


تو از اين شکستم خبر داري يا نه؟ هنوز شور عشقو به سر داري يا نه؟


هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري....


هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري....


این روزها چیزی شبیه ذائقه من نیست...این چندمین بار است که مینویسمو تمامش را خــــــــط

مـــــــــیـکشـمـــ

.

.

اشکهــــــا یم می لغزند و بغضـــ ــ ــهایم مدام برای این رقص خیــــــــس دست میکوبند...

این بزم تلخ را چشمهایم جشن بگیرند یا زار بزنند؟؟!!

.

.

.

چینهای دامنم میان باد گیج مانده اند که کدام طرف بروند،مثل دستـــــــان من که نمی دانند

دستان تـــــــو را بگیرند یا دستــــه ی چمــــــدانت را...

.


.

.

روزهایی نبودنت را تا کرده امو گذاشته ام کنار...میبینی حتی نبودنت را هم خاطره میکنم....

.

.

تـــمام شاخه های خیالم را تکانده ام،دیـــــــگر هیـ ــ ـچ واژ ه ای برای ریختـن

ندارم...!

ای ستاره باورت نمیشود

ابرهای روشنی که چون حریر


بستر عروس ماه بود

پنبه های داغ های کهنه است

ای ستاره ای ستاره غریب

از بشر مگوی و از زمین مپرس

زیر نعره گلوله های آتشین

از صفای گونه های آتشین مپرس

زیر سیلی شکنجه های دردناک

از زوال چهره های نازنین مپرس

پیش چشم کودکان بی پناه

از نگاه مادران شرمگین مپرس

در جهنمی که از جهان جداست

در جهنمی که پیش دیده خداست

از لهیب کوره ها و کوه نعش ها

از غریو زنده ها میان شعله ها

بیش از این مپرس


سلام... خوبین؟ شبتون بخیر...طاعاتتون قبول..

خدایا سرد_این پائین از اون بالا اگه میشه نگاه کن
یه کاری کن اگه میشه فقط گاهی خودت قلبمو ها کن
خدایا سرد_ این دستام ازون بالا خودت ببین میلرزه
مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارزه
تمومش کن دیگه بسه ، شدم از زندگی خسته
یه زخمی دارم از دردش میسوزم و میخوام ، میخوام بمیرم
یه زخمی دارم از دردش هنوزم که هنوزم من میسوزم
خدایا من دارم میام یه کم با من مدارا کن
شنیدم گرم_ آغوشت اگه میشه منم یه گوشه جا کن
میدونم گرم_ آغوشت اگه میخوای منم یه گوشه جا کن
دیگه از دنیا بریدیم دلامون خیلی گرفته
تو کجایی که ببینی همه جا رو غم گرفته

کاش مختصات کردارمان روی ربع اول همانطور می ماند و به سمت ربعهای دیگر نمی رفتیم.
کاش تابع تمامی اعمال خوبمان اکیدا صعودی باشد تا به مقصد برسیم.
کاش تابع گناهانمان نزولی باشد تا در یک جا بالاخره پایان پذیرد.
کاش لااقل تابع گناهانمان اینقدر پیوسته نباشد و حد اشتباهاتمان به بی نهایت میل نکند.
کاش دنیا با تمام دلخوشی هایش در نظرمان نقطه ای تو خالی باشد و بس.

چه ساده بودم آن هنگام که میپنداشتم شکستن دل کسی ناگوارترین حادثه عالم است؛امروز که دلم شکست و عالمی تکان نخورد به سادگی خود خندیدم.

                                             
خداوندا دستانم خالیند و دلم غرق آرزوها؛یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن.