دستم را روی کاغذ می
گذارم
می نویسم از حجم سرد بی تو
بودن
می لرزم , در خود فرو می
روم
تو را می بینم , خودم را می
بینم
در کنار هم چون عهد
قدیم
استوار و پا بر
جا
چون درختی ریشه دوانده در
عمق زمین
گرم می شوم , نمی
لرزم
چون تو هستی در
کنارم
.....
افسوس
دگر دیر
است
کنون یخ بسته ام
من
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 12:32 توسط جــاسـمــیــن
|
✿ بـسْـז اللهِ الرَّحْـمـטּ الرَّحـیـז✿