سهم من جز شکستنِ من
تو هجومِ شبِ زمین نیست
با پر و بالِ خاکی من
شوقِ پروازِ آخرین نیست
بی تو باید دوباره بر گشت
به شبِ بی پناهی
سنگرِ وحشتِ من از من
مرهمِ زخمِ پیرِ من کو؟

واسه پیدا شدن تو آینه،
جاده ی سبزِ گم شدن کو؟
بی تو باید، دوباره گم شد
تو غبارِ تباهی

با من نیازِ خاکِ زمین بود
تو پل به فتحِ ستاره بستی
اگر شکستم از تو شکستم
اگر شکستی از خود شکستی