بین من و تو فاصله ایست که نمی شود که بشکند نباید که بشکند نباید که حتی ترک برمی داشت که برداشت..همین فاصله شاید نمی گذارد بفهمی تنها دلخوشی بزرگ سالهای آشناییمان بودی بی که بخواهی بی که بدانی حالا هم نباید بدانی..اما خوش به حالش گفتنهایت آزارم می دهد....آدمی نیستم که نشود بی او زیست..پس شکل همین از دست دادنها می دانم باید آرام آرام از دستت بدهم حواست هست به همه ی شب بخیرهای زود هنگامم؟ نباید که می گفتم اما گفتم..نشنیده بگیر...بگذار آرام از دستت بدهم..بد ترک خورده ام بگذار دچار ناگهان ِنبودنت نشوم
بین من و تو فاصله ایست که نمی شود که بشکند نباید که بشکند نباید که حتی ترک برمی داشت که برداشت..همین فاصله شاید نمی گذارد بفهمی تنها دلخوشی بزرگ سالهای آشناییمان بودی بی که بخواهی بی که بدانی حالا هم نباید بدانی..اما خوش به حالش گفتنهایت آزارم می دهد....آدمی نیستم که نشود بی او زیست..پس شکل همین از دست دادنها می دانم باید آرام آرام از دستت بدهم حواست هست به همه ی شب بخیرهای زود هنگامم؟ نباید که می گفتم اما گفتم..نشنیده بگیر...بگذار آرام از دستت بدهم..بد ترک خورده ام بگذار دچار ناگهان ِنبودنت نشوم
بین من و تو فاصله ایست که نمی شود که بشکند نباید که بشکند نباید که حتی ترک برمی داشت که برداشت..همین فاصله شاید نمی گذارد بفهمی تنها دلخوشی بزرگ سالهای آشناییمان بودی بی که بخواهی بی که بدانی حالا هم نباید بدانی..اما خوش به حالش گفتنهایت آزارم می دهد....آدمی نیستم که نشود بی او زیست..پس شکل همین از دست دادنها می دانم باید آرام آرام از دستت بدهم حواست هست به همه ی شب بخیرهای زود هنگامم؟ نباید که می گفتم اما گفتم..نشنیده بگیر...بگذار آرام از دستت بدهم..بد ترک خورده ام بگذار دچار ناگهان ِنبودنت نشوم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 13:52 توسط جــاسـمــیــن
|